آخرین برگ باقیمانده از سال 87

 

 

سلام عزیزان

بابا بجنبید سال تموم شدها دارید چیکار می کنید؟

یکسال از عمرمون گذشت نمیدونم خودم چقدر خوب بودم چقدر بد چه کارای مفیدی انجام دادم چه پروژه ی نا تمامی رو به پایان رسوندم واقعا نمیدونم.

 امسال هم مثل سالهای دیگه بی سروصدا از کنارم رد شد و تنها چیزی رو که برام بجا گذاشت بازم انتظاره ..... 

تو سال جدید میخوام خودمو اصلاح کنم میخوام دیگه طوری نباشم که گاهی سرزنش بشم گاهی گریه کنم گاهی احساس شکست کنم میخوام قوی باشم میخوام روی پای خودم وایسم.

خب زیاد نرم تو فاز اعتماد به نفس این مواردی رو که اشاره کردم به معنای این نیست که خیلی ناراحتم یا مثلا چه میدونم شکست عشقی خوردم یا هرچیزه دیگه میخواستم بگم که دوست دارم در همه ی مراحل سخت زندگیم قوی باشم و زود خودمو نبازم .

امیدوارم امسال ساله خوبی برای همه باشه.

دلم میخواد خیلی بنویسم ولی حیف که فرصت کمه و واژه ها دور از دسترس.

 سره سفره ی هفت سین همدیگرو دعا کنیم و به یاد همه باشیم.

بهار سال ۸۸ بر همه ی شما دوستان مبارک

شاد باشید و پایدار

این تیکه ی آخرم برای امیر عزیزم که با تمام وجود دوستش دارم آرزوی من موفقیت توست

بهترینم دوستت دارم.

عید بر همگان مبارک

خداحافظ تا سال جدید

 

 

شرح الاوصاف من در حال و هوای شب عید

سلام به همه شما بروبچه های عزیز و دوستان گل

حالتون که خوبه ایشالا

قبل از همه چیز میخواستم از همه دوستان عزیزم که در غیاب من تشریف میاوردن و این مهمو یادآوری میکردن که با معرفتن ، تشکر و قدردانی کنم.

بعد از تشکر می رسیم به شرح وقاییع و شرح الاوصاف روزگار نالوتی بنده.

کمتر از 11 روز مونده به عیدو شور و حاله عذاب آوره خونه تکونه هر روز برجکه مارو میپرونه بابا این چند روز که نبودم مشغول شغل شریفه خانه داری با اعماله شاغه بودم آخ که چقدر کار از ما کشیدن چقدر شستیم چقدر روفتیم چقدر و چقدر...

خب بگذریم از احوالات این آشفته شما چطورین با حال و روز عید چیکار میکنید؟

ولی گذشته از این مظاحات بهار فصله قشنگیه مخصوصا الان که درختا جوونه زدنو شکوفه کردن هوای بهاری خیلی خوبه من عاشق ابر و بارون فصل نیسانم.

مثل اینکه دارن صدام میکنن بله بنده مشرف شدم به ادامه خانه تکانی فعلا تا اینجارو داشته باشین تا بعد.

برمیگرم.......

خیلی زود