دعوت
کاش می دانستی
بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی بودم!
خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید
پلک دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور
زود برخیز عزیز
جامه تنگ در آر
وسراپا به سپیدی تو درآ
بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی بودم!
خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید
پلک دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور
زود برخیز عزیز
جامه تنگ در آر
وسراپا به سپیدی تو درآ
دوست عزیزم شعر قشنگی بود اینقدر زیبا بود که گفتم با اجازتون بزارمش توی بلاگم.
ممنون![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:21 توسط نیلوفر آبی
|
چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم ؟